GOLHA..............گلها

متن مرتبط با «جامه» در سایت GOLHA..............گلها نوشته شده است

جامه ی عید .................................سیمین بهبهانی

  • نیلوبلاگ

    سرخوش و خندان ز جا برخاستمخانه را همچون بهشت آراستمشمع های رنگ رنگ افروختمعود و اسپند اندر آتش سوختمجلوه دادم هر کجا را با گلینرگسی یا میخکی یا سنبلیکودکم آمد به برخواندم وراجامه های تازه پوشاندم وراشادمان رو جانب برزن نهادتا بداند عید، یاران را چه دادساعتی بگذشت و باز آمد ز درهمچو طوطی قصه ساز آمد ز درگفت: "مادر! جامه ام چرکین شدهقیرگون از لکه های کین شدهبس که بر او چشم حسرت خیره شدرونقش بشکست و رنگش تیره شدهر نگاه کینه کز چشمی گسستلکه یی شد روی دامانم نشستاز حسد هر کس شراری برفروختزان شرر یک گوشه از این جامه سوختمانده بر این جامه نقش چشمشانکینه و اندو ه و قهر و خشمشان"گفتمش: "این گفته جز پندار نیست"گفت : " مادر! دیده ات بیدار نیستجامه تنها نه که جان فرسوده شدبس که با چشمان حسرت سوده شداز چ...

    ادامه مطلب