
خداحافظ ای جوانی
من، شادمانی من، یار نیمهراهم
خداحافظ ای که سایه صفت،
همچنان ز پیات میدود نگاهم
ز دل دیگر سرخوشی مجو،
زان که هستیام با تو میرود
تهی از می مانده این سبو،
شور و مستیام با تو میرود
ببین چه کردی، ز نقره گردی،
به تار گیسوی من زدی
فغان ز دردم، بگو چه کردم،
که پنجه بر روی من زدی
ز دیده من گرچه میگریزی
به چشم دلم همچنان عزیزی
ببین ز پیات نگاه مرا
کنون که روی، برای خدا آهستهتر
ز حسرت و سوز و ساز من
نشانه دارد ترانهی جانگداز من
ز دستم ای دلنواز من
چو میروی باری بخاطر یاری آهستهتر
چو میروی باری بخاطر یاری آهستهتر
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور