
شب 1 تو کشیدم به بر خویش و سحر
بسترم بوی سر زلف تو میداد هنوز
نیستم مانند بلبل نغمهسنج هر گلی
انتخاب ما ز خوبان یک گلاندام است و بس
هرگز به حسن ساخته عاشق نمیشوم
گلهای کاغذی دل بلبل نمیبرند
رسوا منم وگرنه تو صد بار در دلم
رفتی و آمدی که کسی را خبر نشد
بیدل از پیری سراپایم خم تسلیم ریخت
سرو این گلزار بودم، شاخ بیدم کردهاند (بیدل)
مگو که پیر شدی عاشقی نمیزیبد
شراب کهنۀ ما نشئهای دگر دارد
1
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور