خرید بک لینک

Image result for u202bشعر فارسیu202c

آسمان، آبیتر،

آب آبیتر.

من در ایوانم، رعنا سر حوض.

رخت میشوید رعنا.

برگها میریزد.

مادرم صبحی میگفت:

موسم دلگیری است.

من به او گفتم: زندگانی سیبی است،

گاز باید زد با پوست.

زن همسایه در پنجرهاش، تور میبافد، میخواند.

من ودا میخوانم، گاهی نیز

طرح میریزم سنگی، مرغی، ابری.

آفتابی یکدست.

سارها آمدهاند.

تازه لادنها پیدا شدهاند.

من اناری را، میکنم دانه، به دل میگویم:

خوب بود این مردم، دانههای دلشان پیدا بود.

میپرد در چشمم آب انار: اشک میریزم.

مادرم میخندد.


رعنا هم.

سهراب سپهری


برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 7:05

صفحه بندی