خرید بک لینک

عکس دپ دخترÙx88Ùx86Ùx87 بدÙx88Ùx86 Ùx85تÙx86 براÛx8c پرÙx88Ùx81اÛx8cÙx84

ای صبا با توچه گفتند که خاموش شدی


چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی


تو که آتشکدهی عشق و محبت بودی


چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی


به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را


که خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدی


تو به صد نغمه، زبان بودی و دلها همه گوش


چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی


خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من


نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی


تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از تست


تو هم آمیخته با خون سیاوش شدی


ناز میکرد به پیراهن نازک تن تو


نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی


چنگی معبد گردون شوی ای رشگ ملک


که به ناهید فلک همسر و همدوش شدی


شمع شبهای سیه بودی و لبخند زنان


با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی


شب مگر حور بهشتیت، به بالین آمد


که تواش شیفتهی زلف و بناگوش شدی


باز در خواب شب دوش ترا میدیدم


وای بر من که توام خواب شب دوش شدی


ای مزاری که صبا خفته به زیر سنگت


به چه گنجینهی اسرار که سرپوش شدی


ای سرشگ اینهمه لبریز شدن آن تو نیست


آتشی بود در این سینه که در جوش شدی


شهریارا به جگر نیش زند تشنگیم


که چرا دور از آن چشمه پرنوش شدی

شهریار

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

صفحه بندی