فروغ فرخزاد
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 21:15
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم رفتم که ناتمام بمانم در این سرود رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم رفتم ، مگو ، مگو که چرا رفت ، ننگ بود عشق...
فصاید ...................... ناصرخسرو
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 18:34
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند انگور نه از بهر نبید است به چرخشت عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده حیران شدو بگرفت به دندان سر انگشت گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟ تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟» انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس تا...
ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ................. علی اصغر جاجی زاده
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:38
ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ. ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ. ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻣﯿﻠﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍﯾﻨﺪ. ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﻨﺪ. ﭼﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﺩ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﯽ ﺳﺘﯿﺰﺩ. ﭼﺮﺍ ﺩﺧﺘﺮ ﺯ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﻨﮓ ﺩﺍﺭﺩ. ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺟﻨﮓ ﺩﺍﺭﺩ. ﭼﺮﺍ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﯿﻤﯿﺎ ﺷﺪ. ﺭﻓﺎﻗﺘﻬﺎﯼ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﺭﯾﺎ ﺷﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻏﻨﯿﺎ ﻫﻢ ﻟﺬﺗﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﻓﻘﯿﺮﺍﻥ...
دکتر فزشیدورد
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:04
گردی از راهی نمی خیزد ، سواران را چه شد ؟ مرده اند از بیم یاران ، نامداران را چه شد ؟ جز صدای جغدها چیزی نمی آید بگوش قمریان آخر کجا رفتند ، ساران را چه شد ؟ از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت بلبلان ، قرقاولان ، کبکان ، هزاران را چه شد ؟ دورتادور من از دشمن سیاهی می زند دوستان ما کجا رفتند ، یاران را چ...
سیمین بهبهانی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:03
شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان میان این تعصب ها، میان جنگ مذهب ها! یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی! هزاران دین و مذهب هست، در این دنیای انسانی ... خدا یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی .... رها کردیم خالق را ...
باز باران،.........................گلچین گیلانی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:03
باز باران، با ترانه،با گهر های فراوانمی خورد بر بام خانه.من به پشت شیشه تنهاایستادهدر گذرها،رودها راه اوفتاده.شاد و خرمیک دو سه گنجشک پر گو،باز هر دممی پرند، این سو و آن سومی خورد بر شیشه و درمشت و سیلی،آسمان امروز دیگرنیست نیلی.یادم آرد روز باران:گردش یک روز دیرین؛خوب و شیرینتوی جنگل های گیلان.کودک...
غزل ........................ شهریار
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:03
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گل فشانی میکند ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند نای ما خاموش ولی این زهره ی شیطا...
سنگسار
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:02
یکی نامرد نصرانیزنی را نزد عیسی برد،و در محضر شهادت دادکه این زن پاکدامن نیست! ... زن از شرم گنهچون آهوی زخمی، هراسان بودو مروارید اشکشاز خجالت روی مژگان بود، مسیحا از تأثّر،همچو گردابی به خود پیچید،و توآم با سکوتی سوی یاران دید،ز چشم همرهانشناگهان برق غضب جوشید، یکی آهسته،امّا با ادب پرسید:که ای رو...
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:02
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییماز حس خدا در دلمان دور و جداییمهم مسجد و هم کعبه و هم قبله بهانه استدقت بکنی نور خدا داخل خانه استدر مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟همسایه ما گشنه و ما سیر بخوابیمدر خلقت ما راز و معمای خدا چیست؟انسان خودش...