بیا ای مهربان با من ........................... اخوان ثالث - تاریخ: 1397/1/3 ساعت: 1:47
بیا ای مهربان با من! به دیدارم بیا هر شبدر این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها دلم تنگ استیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهیها و این نیلوفر آبی و این ت...
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد .....مولانا - تاریخ: 1397/1/3 ساعت: 1:47
پیشاپیش فرا رسیدن  نوروز باستانی را به همه دوستان و عزیزان تبریک گفته سالی پربار و پربرکت همراه با شادکامی و موفقیت  برایتان آرزومندم.                                                        &nbsp
نوروز ........................ احمد شاملو - تاریخ: 1397/1/3 ساعت: 1:47
سال                      نو                           مبارکسالینوروز بی چلچله بی بنفشه می آید، جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب بی گردش ِ مُرغانه ی رنگین بر آینه سالی نوروز بی گندم ِ سبز و سفره می آید، 
آی آدمها....................نیما یوشیج - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:38
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانیدیک نفر در آب دارد می سپارد جانیک نفر دارد که دست و پای دائم می زندروی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانیدآن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمنآن زمان که پیش خود بیهوده پنداریدکه گرفتستید دست ناتوانی راتا توانایی بهتر را پدید آریدآن زمان که تنگ می...
غزل ....................حافظ - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:38
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شددوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شدآب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاستخون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شدکس نمیگوید که یاری داشت حق دوستیحق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شدلعلی از کان مروت برنیامد سالهاستتابش خورشید و سعی باد و باران را چه شدشهر یاران بو...
میتراود مهتاب ..................... نیما یوشیج - تاریخ: 1396/10/19 ساعت: 3:46
میتراود مهتاب میدرخشد شبتاب نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک غم این خفتهی چند خواب در چشم ترم میشکند نگران با من استاده سحر صبح میخواهد از من کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر در جگر خاری لیکن از ره این سفرم میشکند نازکآرای تن ساق گلی که به جانش کشتم و به جان دادمش آب ای دریغا...
در برابر خدا .......................فروغ فرخزاد - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:59
از تنگنای محبس تاریکی،از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نیاز مرا بشنو، آه ای خدا ی قادر بی همتا یکدم ز گرد پیکر من بشکاف بشکاف این حجاب سیاهی را شاید درون سینه من بینی این مایه گناه و تباهی را، دل نیست این دلی که به من دادی در خون تپیده آه رهایش کن یا خالی از هوی و هوس دارش یا پای بند مهر و وفایش ک...
عطار نیشابوری - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:59
جهان از باد نوروزی جوان شد زهی زیبا که این ساعت جهان شدشمال صبحدم مشکین نفس گشت صبای گرمرو عنبرفشان شدتو گویی آب خضر و آب کوثر ز هر سوی چمن جویی روان شدچو گل در مهد آمد بلبل مست به پیش مهد گل نعرهزنان شدکجایی ساقیا درده شرابی که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شدقفس بشکن کزین دام گلوگیر اگر خواهی شدن اک...
ای عاشقان ...................هوشنگ ابتهاج - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:59
ای عاشقان ، ای عاشقان ، پیمانهها پرخون کنیدوز خون دل چون لالهها، رخسارهها گلگون کنیدآمد یکی آتش سوار، بیرون جهید از این حصار تا بردمد خورشید نو، شب را ز خود بیرون کنیدآن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید در کلبه احزان چرا این ناله محزون کنیداز چشم ما آیینهای در پیش آن مهرو نهید آن فتنه فتانه را ب...
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند......... حافظ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:59
کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را.............. فروغی بسطامی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:59
کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو راکی بودهای نهفته که پیدا کنم تو راغیبت نکردهای که شوم طالب حضورپنهان نگشتهای که هویدا کنم تو رابا صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو راچشمم به صد مجاهده آیینهساز شد تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو رابالای خود در آینهی چشم من ببین تا با خبر زعالم با...
ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﻭﺩ .........یغماگلرویی - تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 10:12
ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ِ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺯ ﮐﻒ ِ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ ﻫﺮﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺑﺮ ﺍﻧﮕﯿﺨﺖ ﮔﻮﺍﺭﺍﯾﺶ ﺑﺎﺩ ...... ﺩﻝ ِ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺷﻮﻗﯽ ﭘﯽ ِ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺮﻭﺩ؟ ﮔﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭ ! ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺲ ﻛﻦ ! ﺗﺎ ﺑﺠﻨﺒﻴﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ !! ﻣﻬﺮ ﺩﻳﺪی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﭼﺸﻢ ﮔﺬﺷﺖ .... ﻳﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺟﺪﻳﺪ !! ﺑﺎﺯ ﻛﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻴﺪ !! ﺍﻳﻦ ﺷ...
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند......... حافظ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 10:34
 
هلالی جغتایی - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
من گرفتار و تو در بند رضای دگران من ز درد تو هلاک و تو دوای دگرانگنج حسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟ من برای تو خرابم، تو برای دگرانخلوت وصل تو جای دگرانست، دریغ! کاش بودم من دل خسته به جای دگرانپیش ازین بود هوای دگران در سر من خاک کویت ز سرم برد هوای دگرانپا ز سر کردم و سوی تو هنوزم ره نیست وه! که آر...
شیخ بهایی - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانیتا دمی برآسایم زین حجاب جسمانیبهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان راآنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانیبیوفا نگار من، میکند به کار منخندههای زیر لب، عشوههای پنهانیدین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیمدر قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟ما ز دوست غیر از دوست، مقصدی نمیخواهیم...
در برابر خدا .......................فروغ فرخزاد - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
از تنگنای محبس تاریکی، از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نیاز مرا بشنو، آه ای خدا ی قادر بی همتا یکدم ز گرد پیکر من بشکاف بشکاف این حجاب سیاهی را شاید درون سینه من بینی این مایه گناه و تباهی را، دل نیست این دلی که به من دادی در خون تپیده آه رهایش کن یا خالی از هوی و هوس دارش یا پای بند مهر و وفایش ...
عطار نیشابوری - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
جهان از باد نوروزی جوان شد زهی زیبا که این ساعت جهان شدشمال صبحدم مشکین نفس گشت صبای گرمرو عنبرفشان شدتو گویی آب خضر و آب کوثر ز هر سوی چمن جویی روان شدچو گل در مهد آمد بلبل مست به پیش مهد گل نعرهزنان شدکجایی ساقیا درده شرابی که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شدقفس بشکن کزین دام گلوگیر اگر خواهی شدن اک...
سهراب سپهری - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
آسمان، آبیتر، آب آبیتر. من در ایوانم، رعنا سر حوض. رخت میشوید رعنا. برگها میریزد. مادرم صبحی میگفت: موسم دلگیری است. من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست. زن همسایه در پنجرهاش، تور میبافد، میخواند. من ودا میخوانم، گاهی نیز طرح میریزم سنگی، مرغی، ابری. آفتابی یکدست. سارها آمدهاند. تاز...
خاطرات کودکی - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
من پُرم از خاطرات وقصه های کودکی اینکه روباهی چگونه،می فریبد زاغکی قصه ی افتادن دندان شیری از هُما لاک پشت وتکه چوب وفکرهای اُردکی قصه ی گاو حسن ، دارا و سارا و امین روز بارانی، کتاب خیس کُبرا طِفلکی تیله بازی درحیاط وکوچه وفرشِ اتاق برسرکبریت و سکه، یاکه درب تَشتکی چای والفجر و ،سماورنفتی کنجِ اتاق...
خاطرات کودکی .....................یوسف محقق - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 7:05
دفترٍ مشقٍ دبستانم ببین پر ز مُهرٍ آفرین ، صد آفرین ! راستی ما شعرٍ باران داشتیم ! تویجنگلهای گیلان داشتیم ! گردشٍ یک روزٍ دیرین داشتیم ! شعرٍ زیبایی ز گلچین داشتیم ! راستی آن دفترٍ کاهی کجاست ؟! عکس حوض آبٍ پُر ماهی کجاست ؟! باز آیا ریز علی ها زنده اند ؟! در حوادث جامه از تن کنده اند ؟! کاش حالا خا...

برچسب‌های مرتبط

فردوسی پور | فردوسی مشهد | فردوسی شاهنامه | فردوسی شعر | فردوسی پور ایتالیا | فردوسی دانشگاه | فردوسی پور مشهد | فردوسی شاعر | فروغ فرخزاد | فروغ فرخزاد ویکی پدیا