يار نداري............. سيمين بهبهاني - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 19:42
چه دلي اي دل آشفته كه دلدار نداري گر تو بيمار غمي از چه پرستار نداري شب مهتاب همان به كه از اين درد بميري تو كه با ماهرخي وعده ديدار نداري شرح هجران مرا از من آزرده چه پرسي خو
غزل ........................ مولوی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 19:42
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ كه طور ت
شب یلدا - تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 8:14
عمرتون ۱۰۰ شب   یلدا  /دلتون قد یه دریا /توی این شب های سرما/یادتون همیشه با ما شب یلدا مبارک شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره شب شادی وشـــور و م
كوچه .......................... فریدون مشیری - تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 8:14
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد
نا بينا و ستمگر........ رهي معيري - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 7:15
فقير كوري با گيتي آفرين مي گفت اي كه ز وصف تو الكن زبان تحسينم به نعمتي كه مرا داده اي هزاران شكر كه من نه در خور لطف و عطاي چندينم خسي گرفت گريبان كور و با وي گفت كه تا جواب نگويي زپاي ننشي
ای شب از رویای تو رنگین شده .........فروغ فرخزاد - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 0:57
ای شب از رویای, تو رنگین, شده سینه از عطر تو ام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شایدم بخشیده از اندوه پیش همچو بارانی که شوید جسم خک هستیم ز آلودگی ها کرده پک ای تپش های تن سوزان من آتشی در
اشکی در گذرگاه تاریخ ................... فریدون مشیری - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
از همان روزی که دست حضرت قابیلگشت آلوده به خون حضرت هابیلاز همان روزی که فرزندان آدم صدر پیغام آوران حضرت باری تعالیزهر تلخ دشمنی در خونشان جوشیدآدمیت مرد گرچه آدم زنده بوداز همان روزی که یوسف را ب
کفر .................................نصرت رحمانی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
خدایا تو بوسیده ای هیچگاه لب سرب فام زنی مست را ز وسواس لرزیده دندان تو به پستان کال اش زدی دست را خدایا تو لرزیده ای هیچگاه به محراب گم رنگ چشمان او شنیدی تو بانگ دل خویش را ز تاریکی سینه ی تنگ
مرگ من روزی فرا خواهد رسید - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
مرگ من وبلاگ روزی کلمه فرا وبلاگ خواهد کلمه وبلاگ رسید کلمه در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود ودود یا خزانی خالی از فریادو شور مرگ من وبلاگ روزی کلمه فرا وبلاگ خواهد کلمه وبلاگ رسید کلمه وبلاگ روزی کلمه از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچون روزهای دگر سایه
زمستان ................... مهدی اخوان ثالث - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت كه سر ها در گريبان است كسي سر بر نياردكرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را نگه جز پيش پا را ديد نتوان كه ره تاريك و لغزان است وگر دست محبت سوي كس يازي به اكرا آورد دست از بغل
باز باران، ..................... گلچین گیلانی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
باز وبلاگ باران، کلمه با ترانه، با گهرهای فراوان میخورد بر بام خانه. آب چون آبشار ریزان میریزد بر سر ایوان من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها، رودها راه اوفتاده. *** شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو، باز هر
یاد دارم در غروبی سرد سرد،......... قیصر امین پور - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
یاد وبلاگ دارم کلمه در وبلاگ غروبی کلمه سرد وبلاگ سرد، کلمه می گذشت از کوچه ما دوره گرد،داد می زد: "کهنه قالی می خرم، دست دوم، جنس عالی می خرم، کوزه و ظرف سفالی می خرم، گر نداری، شیشه خالی می خرم"،اشک در چشمان بابا حلقه بست، عاقبت آه
دکتر خسرو فرشیدورد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست آن کشور نو، آن وطــــن دانش و صنعت هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیستدر مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان لطفی ست که در
باران که شدی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
وبلاگ باران کلمه که شدى مپرس ، این خانه ى کیست.. سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست.. وبلاگ باران کلمه که شدى، پیاله ها را نشمار… جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست… وبلاگ باران کلمه ! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و فرزانه ی
بيادم گريه كن .................. هما مير افشار - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:59
وبلاگ بيادم کلمه وبلاگ گريه کلمه كن مادر كه امشب زاشك آيينه چشمم پر آب است به من گفتي صبوري كن در اين درد كه پشت ابر گريان آفتاب است وبلاگ بيادم کلمه وبلاگ گريه کلمه كن امشب كه امشب بجاي او كنارم غم نشته بگو با من حديث شيشه و سن
دزد و قاضی ................نعمتالله طالبی - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 15:20
راویان گفتند دزدی نابکار رفت گِرد خانهیی در شام تار گربهآسا بر سر دیوار شدنردهی ایوان گرفت و دار شد از قضا آن نرده خیلی سست بودزود با دزد دغَل آمد فرود دزد محکم خورد بر روی زمینگشت خونآلود، از پا
عاشقم ................فریدون مشیری - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 15:20
عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟ من کجا ؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بن
شعر روزمرگم همه را مست کنید .......وحشی بافقی - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 15:20
روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد همه را مســــت و خراب از مــــي انــــگور کنيـــــدمزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيدبر مزارم مــگــذاري
وداع .................فروغ فرخزاد - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 15:20
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش می برم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ نگاه شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه
هر جا که سفر کردم ، تو همسفرم بودی - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 15:20
هر جا که سفر کردم ، تو همسفرم بودی وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنیدم بر هر که نظر کردم ، تو در نظرم بودی در خنده ی من چو گل ، در کنج لبم خفتی در گریه ی من چو

برچسب‌های مرتبط

فردوسی پور | فردوسی مشهد | فردوسی شاهنامه | فردوسی شعر | فردوسی پور ایتالیا | فردوسی دانشگاه | فردوسی پور مشهد | فردوسی شاعر | فروغ فرخزاد | فروغ فرخزاد ویکی پدیا